تبليغاتX
هنری
هنرمند کسی است که خود خالق یک اثر باشد.
 

وقتی این تصویر رو انتخاب کردم به همه گفتم داداشمهکل مکتب(هنرستان)از

دانش آموزان تا مدیر همه فهمیدن

چون با استعداد بودم و کارم خیلی خوب بود چیز زیادی یادم نمی دادن.

اینو هم نمیدونستم باید چه طور تمومش کنمهر جور که خودم دوست داشتم

کار کردم زیادم بد نشد اما خیلی خوبم نبود با این حال بازم بهترین کار بود

خودم و کشتم تا این لچک تموم بشهآخه واسه ژوژمان کار نداشتم یا روش رنگ

ریخته بود یا از طرح خوشم نیومده بود و کار نکرده بودم.فقط همین کار که اونم کامل

نبود و نمره کم بهم داد(اینم بگم که ترم دوم نمره تذهیب ۲۰ شدم.حسابی

جبران کردم انقدر کار داشتم که همه مونده بودن چطور انجام دادم)

این شمسه بدون رنگ زمینه است.الانم رنگ نداره.اخه دست خودم نبودش.

دوستم کار نداشت منم که نمیخواستم نمره o بگیره کارم و بدون رنگ زمینه

خیلی ارزان به مبلغ 10000 تومان فروختم.اما اون خیلی تنبل بود رنگش نکرد.

نمره هم نگرفت اخر سال میخواست بندازتش دور منم که نمیتونستم ببینم کار قشنگم

تو اشغالی باشه.چون خیلی خوب شده بود معلم عزیزم میگفت بدش به من کاملش کنم

منم گفتم چرا اون ببره کاره منو به اسم یکی دیگه.ازش گرفتم و گفتم من کاملش میکنم

بعد میدم به شما.هنوز که کامل نکردم.

این کوچولو اما خوشگله.اخر سال همه کارام و گرفتن این هنوز کامل نشده بود

که میخواستن بگیرن اما چون دیدن خیلی حالم بد شده و گریه ام گرفته دیگه

این کارم و نگرفتن

از اونجایی که من همه چی رو خودم باید تجربه کنم یه کاری کردم که معلم عزیزم

وقتی دید گفت گند زدی.اخه این حاشیه رو اول رنگ زمینه گذاشتم بعد طرح انداختم.

اول سال سوم بود و قتی تصویرش و گذاشتم جلوم فکر کردم نمیتونم بکشم

خب نتونستم اما با تمرین بلاخره کشیدمش.

این کارم که از بهترین بهترین بهترین هاست.انقدر حال کردم که بچه ها میگفتن

کارت از معلم هم بهتره واقعا همین طور بود.خودش هم تعجب کرده بود البته من

که کارم همیشه خوب بوده و هست جای تعجب نداره.اما فوق العاده طراحی زیبایی بود.

 

+ نوشته شده در  بیست و سوم مرداد 1388ساعت 8:43  توسط نگارگر جوان  | 

 

سلام

چند روز پیش که از کلاس برمیگشتم رفتم لوازم التحریری که نزدیک

مدرسه ام بود.به خانم گفتم قلم مو ... دارید؟(برای اینکه تبلیغ نشه اسم

قلم مو رو نمیگم)گفت بله داریم.

گفتم:4صفر بدید.

کلی گشت و یه قلم مو شماره 4 گرفت جلوی منو گفت خوبه؟

گفتم:خوبه ولی یه کمی بزرگه بی زحمت 4 صفر بدید.

دوباره رفت گشت و یه چند دقیقه ای طول کشید گفتم اگه 5صفر

هم باشه خوبه.

بالاخره یه 5 صفر پیدا کرد داد بهم نگاهش کردم دیدم که موهاش

زیادی پریشان شده(مثل خانوم هایی که با شوهرشون دعوا میکند

هی بالا پایین میرن تا این موها انقدر بهم ریخته میشه که

هرکی ندونه فکر میکنه حسابی شوهرش کتکش زده) گفتم بهترش

و نداری این موهاش خرابه.

دوباره رفت گشت و بعد مدتی یکی دیگه بهم داد نگاهش کردم و گفتم:

خوبه حالا باشه بعدا میام میگیرم آخه نداشتید میخواستم بدونم

الان دارید یا نه.

 

+ نوشته شده در  هجدهم تیر 1388ساعت 2:19  توسط نگارگر جوان  | 

 

رموزنهفته در هنر نگارگری

هنگامی که به لطف صاحب قلم قصد کردم کتابی در شرح رمزگشایی از آثار نگارگری

ایرانی بنویسم نظم و ترتیبی در ذهن قاصر داشتم و آغاز و انجامی مد نظر بود تا اینکه

به یکباره خود را بلبلی یافتم دلشده در باغستان هزار گل نقاشی ایرانی،هر وقت که بر

گلی می نشستم مسحور زیبایی آن می گشتم،در حال کشف و شهود آن بودم که ناگاه عطر

گلی دیگر مرا به خود می خواند و ناخودآگاه بالهای هوش مدهوش شده ام را به سوی خود

می کشانید.پس من سرگشته نیز با زبان قلم آغازی هرچند نارسا و ناقص در رسای آن گل

میخواندم.اری اینگونه بود که یکباره عطری از دیگر سوی باغستان به مشامم می رسید و در

خلسه استشمام،خود را لابه لای درختی سترگ با ریشه های فراوان باز می یافتم فراخنای بلند

درخت،چشم کم سویم را تار می کرد و پاهای ظریفم که خود را در برابر عظمت درخت کهنسال

این باغستان بسی حقیر می یافتند وجودم را با سقوتی ناگزیر سوق می دادند.چه سقوتی که هبوت

نبود و معنای واقعی عروج بود.در زیبایی ها و افسون گری های این باغ مجنون شدم و مجنون

نامه ای نگاشته ام و به رسم شیدایی شما را نیز مجنون وار به گردش در باغ مصفای ایرانی

می خوانم.کافیست که بالهای ذوق و اشتیاق را بگشایید و چشمهایتان را بر خطاهای این کمینه

ببندید . باشد که در نهایت چون مرغی عاشق شما نیز آوازی مستانه سر دهید.

مرتضی خلج امیر حسینی

 

 

هنر نگارگری نه مینیاتور

مینیاتور در اصل به نقاشی ها و پرداخت کاری های بسیار ظریفی اطلاق می شود

که پیرامون به تصویر کشیدن صحنه هایی از کتب مقدس مسیحیان توسط هنرمندانی

که غالبا از راهبان دیرهای کاتولیک بودند،انجام می شده است.هنرمندانی که با مصور

کردن کتابهای مقدساز طرفی سعی در تزیین و زیبا نمودن آنها داشته اند و از سویی با

نقاشی های ظریفی که در حاشیه و برخی از صفحات انجیل و کتاب های عهد عتیق و

عهد جدید ترسیم می نمودند به اکثریت مردم که سواد خواندن و نوشتن را نداشتند این

فرصت را می دادنند که از مضامین گفته های عیسی مسیح(ع)و پیامبران گذشته در غالب

تصاویر بهرمند شوند.این نوع هنر که در نزد اروپائیان بیشتر با هنر کتاب آرایی مترادف

است در قرن یازدهم میلادی به اوج شکوفایی خود رسید.

در گذشته واژه مینیاتور برای نسخ خطی و تذهیب کاری ها و در مواردی برای شمایل

نگاری های بسیار کوچک استفاده می شدکه برگرفته از ماخوذ لاتین خود«muinim»

است.ولی از قرن هفتم میلادی به بعد به دلیل یک خطای لفظی برای تمامی تصاویری که

به عنوان تزیین های فرعی و یا اصلی نسخ خطی کتاب ها به کار رفت.زیرا این واژه با

«etunim»به معنای کوچک هم خانواده است.ولی امروزه آنچه را مینیاتور می خوانیم

مرتبط است با نقاشی های ظریفی که بر روی صفحه های طلا کاری و نقره کاری،عاج،

چرم و کتب خطی و کلا تمام وسایل زینتی که در دست جا می شود.

با این توضیحات باز می گردیم به ایران دوره پادشاهی صفویان یعنی زمانی که ایران

جولانگاه سفرا و فرستندگان و مستشاران انگلیسی و فرانسوی و پرتغالی بود به هر تقدیر

با هجوم روز افزون دولت مردان اروپایی به دربار صفوی و مراودات هنرمندان غربی با

هنرمندان ایرانی که نقاشی هی ایرانی را از نظر اندازه همسان با مینیاتور های خود می دیدند

آرام آرام واژه مینیاتور وارد فرهنگ ایران گردید تا جایی که امروزه با کمال تاسف هنر ملی

خویش را مینیاتور می خوانیم.

آیا به راستی هنر نگارگری ایرانی صرف نظر از اندازه شباهتی به مینیاتورهای اروپایی دارد؟

 

مطلبی که خواندید انتخاب شده از کتاب« رموز نهفته در هنر نگار گری»نوشته آقای

مرتضی خلج امیرحسینی بود.

 

 

+ نوشته شده در  یازدهم تیر 1388ساعت 2:32  توسط نگارگر جوان  |